|
لذتـــــــ هرزگی
|
پرواز 1826 ساعت6 صبح این آخرین اس ام اسی بود که با خط عربستان فرستادی بمیرم برای دو بار مُحرم شدنت که دومین بارش به نیابت بابا بود تو داری بر میگردی از طواف کعبه ی عشق. قبول باشه حجت خواهر عزیز تر از جانم میدونم خیلی برام دعا کردی.میدونم لحظه به لحظشو به فکر من و مامان بودی میدونم بارها و بارها اشک ریختی برای بابا که نیست حالا چقدر دوست داشتیم مکه رفتنشونو ببینیم.بابا مامانو میگم وحالا تو وعلی کوچولوت جاشو خالی گذاشتین... حجکم مقبول عزیزانم
[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:0 ] [ داداش محمد ]
[ ]
امروز چند تا چیز خوشحالم کرد خبر شنیدن عروسی یکی از دوستام و بعد از اون یه قرارداد خوب کاری اما هیچ چیز نمیتونست مثل این خوشحالم کنه: یک جعیه بالای یخچال که داخلش پر بود از شیرنی زبان امیدوارم بدونید از کدوم شیرنیاس و باز هم مادر. تازه یادم افتاد دیشب بعد شام به خواهرم میگفت "داداش شیرنی زبون دوس داره .چه خوبه وقتی از سر کار میاد تو خونه داشته باشیم" محمد فدات سایت بالای سرم باشه.همیشه.همیشه.همیشه
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 21:9 ] [ داداش محمد ]
[ ]
یه دو دقه بشین باهات حرف دارم. تو با خودت چه فکری کردی!؟ نه .جان من بگو.منو اینجا نگه داشتی که چی؟ تو که اوضامو خوب میدونی.شبا به این امید میخابم که صب تو اون دنیا چش وا کنم. صب که چشام وا میشه اولش دل تو دلم نیس که مردم یا هستم.که یهو ببین تو که کنترل دست خودته فیلممو برگردون عقب.ببر تو مایه های سال مرداد85 .خوبه خوبه .همینجا.خوب پخشش کن.اه خودمونیم .گل پسری بودما.یه دونه بودم به علی.قبول کن بار گناهم سبک تر از کیف پولم بود. بزن جلو.برو برو برو . اهاهمینجا.اردیبهشت 88.هی هی هی .یادته ؟ عجب زری زدم.ملومه یادته.حاجی یادته 6 ماه بود هر شب 2 صفه قران میخوندم.پسر نمازام هم سر وق بود..اما بعدش تو باهام چی کار کردی.نگهم داشتی تو این خراب شده ولم کردی سپردیم به حال خودم منم تا خرخره رفتم تو حالا یه نگا بم بندارز آ خدا این منم .همون محمد85. همون پسر خوب88. که دارم دستو پا میزنم تو لجن.غرق شدم تو این دنیای لعنتی خدا سهمم منم بهشت میشد اگه این فیلم انقد کش دار نمیشد ای عرش کبریایی چیه پس تو سرت؟ کی با ما را میایی.جون مادرت؟ ********* ته نوشت: قبل از هرگونه ابراز نظر اینجانب اعلام میکنم نوشته ی بالا درد دل یه بندس با خداش پس خدای نکرده براداشت سویی در مورد کفر گوییو غیره نشه..در ضمن دوستان مستمع آزاد نباشن.
[ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 1:52 ] [ داداش محمد ]
[ ]
بنا به درخواست دوستای خوبم به آخرین پست سال 90 کمی نمک طنز پاشیدم.پس اگر بی نمکش بی مزه بود.یا اگه شور شده بود منو ببخشید.(قابل توجه اونایی که معمولا فقط خوانندن و نظر نمیدن.به دوستاتون عید رو تبریک بگین. به جون داداشی حس خوبی داره)راستی بعد از خوندن بی تعارف بگین چطور بود
************ بازم حس سال نو دوباره خرید سال نو وبازارهای شلوغ که یا باید بمالی یا مالامال بمالنت!! داستان چونه زدن هاش .اون لحظه که با خودت میگی عجب مف خریدم و فروشنده هم تو دلش میگه خوب انداختم بهش حس آهنگ تکراری آغاز سال نو که از تلوزیون پخش میشه. حس پیام تبریک مقام معظم رهبری و شنیدن نام سال جدید(به نظرت امسال اسمش چیه؟) حس بوسیدن روی بابا و مامان(این تیکش رو خیلی دوس دارم چون معمولا سالی یه بار پا میده) و امان قاط زدن مخابرات و ترکیدن سیستم اس ام اس و بعد حس مهمونیاش حس خیسی گونه هات بعد از ماچ و بوسه ی پیرزنای فامیل.نه .جان من .اینجوری هس یا نه؟. حس انتظار برای آمدن کاسه ی آجیل(گاهی وقتا انتظار شیرینه حتی اگه بی نتیجه باشه) حس بادام هندی.( اصن میدونی چیه.رابطه ی من و بادوم هندی مث لیلی و مجنون میمونه.خیلی دوسش دارم ولی همیشه ازش دورم.همش باید اون پشت شیشه ی شیرنی فروشی باشه و من تو خیابون). و ماجرای تکراری پسته های در بسته و زور زدن تو برای باز کردنشان(زیر لب میگی صاحابمرده باز شو دیگه) حالا دیگه وقت رفتنه .چشت خشک میشه به دستان مبارک صابخونه که نشون بده کرمش چقدره اما....اما دریغ.اینجا هم از عیدی خبری نیس داداش حس تا لنگ طهر خوابیدن هاش و تا نصف شب بیدار بودناش.آخ چقدر عاشق زندگی بی نظمم. حس 13 به در بمیرم واسه سبزه هایی که با مخ کوبیده شدن رو آسفالت!!!و در پایان روز خوب ازین به بعدشو بگم ؟بگم ؟ حال سنگین اولین روز بعد از تعطیلات.( خدایی اینو گفتم کوفتتتون شد نه؟؟)شرمنده اینجوری راحت حرفمو زدم حالا بگو ببینم با حرفام موافقی؟! ***************************************** ته نوشت: خیلی ساده و صمیمی سال نو مبارک
لیدیز اند جنتلمن توجه!! از نظر رفقا بخش نظرات این پست متفتوت و جالبه .قدم رنجه فرموده و دیدن فرموده و نظر داده و نظرات رو خونده .اوف چقد جملم طولانی شد.خلاصه بخش نطرات از دستتتون نره!!ها به پیشنهاد دوست خوبم ندا بانو همه بهترین خاطره سال 90 رو از زبون خودشون گفتن.بهترین خاطره سال 90 من هم تو بخش نظرات هس.هم بخونید هم خودتون هم مشارکت کنید. برچسبها: سال نو, نام سال 91, لیلی و مجنون, طنز, سیزده به در [ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 1:37 ] [ داداش محمد ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |